سومین نمایشگاه چاپ معاصر در حالی برگزار شد که برگزارکنندگان آن تکلیف روشنی با "چاپ" معادل "Print" و "چاپ دستی" معادل "Printmaking" نداشتند!

این نمایشگاه البته شامل آثاری در حیطه چاپ دستی نیز بود. کارهای گروه سن، و نیز آثار آقایان همایون سلیمی، محمد باقر ضیایی و یوسف شریف کاظمی. اما آثار دیگر ارائه شده در دسته بندی های دیگری غیر از چاپ دستی قابل نمایش و بررسی بودند.

به طور کلی و خلاصه می توان گفت که این نمایشگاه برخلاف نام پرابهت خود، به هیچ روی، گویا و نشانگر اتفاق معاصری در چاپ دستی ایران نبود و حتی به مقدار زیادی راه بیراهه ای را به روی جامعه جوان هنری ناآشنای با مقوله خود را می نمایاند.

موضوع ذکر شده (گشایش بیراهه) و عدم آشنایی یا بهتر است بگویم پایبندی برگزار کنندگان به اصول مسلم پذیرفته شده چاپ دستی (هنر چاپ)، به خوبی و گویایی در منطق ناروشن برگزار کنندگان "نشست تخصصی چاپ معاصر" از دید متخصصانی که در جمع حاضر (آقایان همایون سلیمی، حمید پازوکی و یوسف شریف کاظمی) و نیز کسانی که غایب بودند (استادان و هنرمندانی همچون خانم ها مینا نوری، ثمیلا امیرابراهیمی، پروین هانی تبایی، و آقایان احمد وکیلی، مهرداد خطایی و احمد امین نظر)... دور نبود و نخواهد ماند!

و البته حضور "استاد حمید پازوکی" در جمع نشست کنندگان غنیمتی بود که "چند پاسخ صحیح" را به سوالاتی که از طرف "همایون موسوی" درباره اصول و قواعد بین المللی حاکم بر "چاپ هنری" و تفکر حاکم بر این نمایشگاه (که در نیمی از نمایشگاه بسیار عجیب و دور بود!) پرسیده شد، ابراز داشتند.

این نمایشگاه بیشتر از آن که رویکرد معاصری به مقوله چاپ هنری ارائه کند، ناخواسته نوعی کج آموزی به جوانان و ناآشنایان و کم آشنایان با مقوله چاپ هنری را به دنبال داشت... به قول استاد وزیری مقدم که در بین حاضران حضور داشتند و صحبت های بسیار مفیدی در مقوله هنر خطاب به جوانان ابراز داشتند، "تاریخ درباره اعمال ما قضاوت خواهد کرد"... این نمایشگاه و نشست تخصصی پی آمده آن، در یک بررسی در آینده نه چندان دور مقام چندان خوشایندی را به جایگاه برگزارکنندگان آن نخواهد افزود...

مطلب جاری به عنوان بهانه ای برای نقد جریان های "چاپ دستی" در ایران امروز نگاشته شده و در روزهای آینده ویرایش خواهد شد و ادامه خواهد یافت...