|
کارها و نوشته های همایون موسوی
|

بدون عنوان-همایون موسوی-۵۰*۷۰س.م-رنگ pvc و کولاژ روی مقوا-۱۳۸۲
دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
آسمان های تو آبی رنگی گرمایش را از دست داده است
زیر آسمانی بی رنگ و بی جلا زندگی می کنی
بر زمین تو، باران، چهره عشق هایت را پر آبله می کند
پرندگانت همه مرده اند
در صحرایی بی سایه و بی پرنده زندگی می کنی
آنجا که هر گیاه در انتظار سرود مرغی خاکستر می شود.
۰
دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است
خدایان همه آسمانهایت بر خاک افتاده اند
چون کودکی
بی پناه و تنها مانده ای
از وحشت می خندی
و غروری کودن از گریستن پرهیزت می دهد.
این است انسانی که از خود ساخته ای
از انسانی که من دوست می داشتم
که من دوست می دارم.
دوشادوش زندگی در همه نبردها جنگیده بودی
نفرین خدایان در تو کارگر نبود
و اکنون ناتوان و سرد
مرا در برابر تنهایی به زانو در می آوری.
آیا تو جلوه روشنی از تقدیر مصنوع انسانهای قرن مایی؟
انسانهایی که من دوست می داشتم؟
که من دوست می دارم؟
۰
دیگر جا نیست
قلبت پر از اندوه است.
می ترسی ـ به تو بگویم - تو از زندگی می ترسی
از مرگ بیش از زندگی
از عشق بیش از هر دو می ترسی.
به تاریکی نگاه می کنی
از وحشت می لرزی
و مرا در کنار خود از یاد می بری.
پ.ن: در گلایه از بعضی انسان های این روزگار...
فی الفور اسباب کار فراهم کردم و ایشان مشغول شد و من هم عکس گرفتم و الان در قالب یک ورک شاپ تصویری خدمت عزیزان تقدیم می کنم.

برای دیدن بقیه ماجرا به ادامه مطلب بروید...